كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
408
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
يَوْمَ يُحْمى روز كه گرم كرده شود يعنى برافروزند آتش را عَلَيْها بر آن گنجها فِي نارِ جَهَنَّمَ در آتش دوزخ فَتُكْوى پس داغ كرده شود بِها بدان دينارها و درمهاى سوزان جِباهُهُمْ پيشانىهاى ايشان را كه در وقت ديدن فقرا گره بر آن زدهاند وَ جُنُوبُهُمْ و پهلوهاى ايشان را كه از اهل فقر تهى كردهاند وَ ظُهُورُهُمْ و پشتهاى ايشان كه بر درويشان گردانيدهاند و گفتهاند اشرف اعضاى ظاهره اين سه عضواند كه اشتمال بر اعضاى رئيسه كه دماغ و دل و جگر است دارند اين هر سه را در آن روز معذب گردانند به داغ و گويند هذا ما كَنَزْتُمْ اينست آنچه گنج نهاده بوديد لِأَنْفُسِكُمْ براى منفعت نفسهاى خود و امروز سبب مضرت شما شد فَذُوقُوا پس بچشيد ما كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ و بال آنچه بوديد كه ذخيره مىكرديد و ذخيره كه و بال بدان متفرع نباشد اعمال صالحه است در امالى امام ظهير الدين ولوالجى مذكور است كه اگر ديگران خزينه مال كنند تو خزانه اعمال كن و اگر ديگران كنوز اعراض فانيه جويند تو رموز اسرار باقيه جوى قطعه يك درم كان دهى به درويشى * بهتر از گنجهاى مدّخر است زانچه دارى تمتعى بردار * كان دگر روزى كسى دگر است چون اعياد متعبدان اهل كتاب دائر بر ماه قمرى و سال شمسى است و سال شمسى سه صد و شصت و پنج روز و ربع روزى تقريبا و سال قمرى سه صد و پنجاه و چهار روز و كسرى پس در هر سه سال سنه ايشان سيزده ماه مىباشد و عدد سنه در حكم خدا دوازده ماه است پس حق سبحانه بناى اكثر اعمال اهل اسلام بر شهور قمريه نهاد و احكام صوم و حج و زكات و عدّت و غير آن بدان مرتب ساخت و در بيان عدد آن فرمود إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ به درستى كه شهور ماههاى كه پسنديده است عِنْدَ اللَّهِ نزديك خداى اثْنا عَشَرَ شَهْراً دوازده ماه است فِي كِتابِ اللَّهِ در كتاب او يا در لوح محفوظ يا در حكم او نوشته است خداى اين حكم را يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ در روز كه بيافريد آسمانها و زمين را مِنْها ازين دوازده ماه أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ چهار ماه حرام است سه درهم پيوسته ذوالقعده و ذوالحجة و محرم و ديگر منفرد و آن ماه رجب است ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ اين است حساب درست در شمار ماهها فَلا تَظْلِمُوا پس ستم مكنيد فِيهِنَّ درين چهار ماه أَنْفُسَكُمْ بر نفسهاى خود بارتكاب محرمات و هتك حرمت اين اوقات جمهور علماء برانند كه حرمت مقاتله درين ماهها منسوخ است و مراد از ظلم مباشرت معاصى است يا ترك قتال مقاتلان از اهل شرك اگرچه در همه شهرها ترك معاصى لازم است اما تخصيص نمود اين چهار ماه را به جهت شرف چه گناه درين ماهها مشابه است به گناه در حرم يا در حال احرام وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ و كارزار كنيد با مشركان كَافَّةً با همه ايشان در اشهر حرم و غير آن كَما يُقاتِلُونَكُمْ كَافَّةً چنان كه همه ايشان با شما كارزار مىكنند وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ و بدانيد آنكه خداى مَعَ الْمُتَّقِينَ با پرهيزگارانست به نصرت و حفظ آوردهاند كه طباع اهل جاهليت بقتل و غارت مستأنس شده بود و در ماههاى حرام قتال نمىكردند و چون سه ماه متصل حرام بوده به تنگ آمده گفتند ما سه ماه پىدرپى بىتاراج و غارت تحمل نداريم پس قلمس كنانى صورتى برانگيخت و در موسم ندا كرد كه معشر العرب خداى شما درين سال محرم را حلال گردانيد و حرمت او را تاخير كرد به ماه صفر مردمان قول او را قبول نمودند باز سال دگر منادى كرد كه خداى تعالى درين سال محرم را حرام ساخت و صفر را حلال كرد و گاه بودى كه در اثناى محاربات ايشان ماه حرام نو شدى حرمت او را تاخير كردندى به ماهى بعد ازو او را حلال داشتندى و در هر سالى چهار ماه را حرام مىدانستند اما اختصاص اشهر حرم را فروگذاشته مجرد عدد را اعتبار كردندى و اين عمل را نسى مىگفتند حق سبحانه فرمود